فرجام خواهی از طرق فوقالعاده شکایت از آراء میباشد. به این توضیح که طرق شکایت از آراء به دو دسته طرق عادی و طرق فوق العاده تقسیم میشود. طرق عادی یا معمول که عبارتند از واخواهی و تجدید نظر خواهی میباشد. و طرق فوقالعاده که عبارتند از فرجامخواهی، اعاده دادرسی و اعتراض ثالث است.
فرجام خواهی در دیوان عالی کشور
فرجام خواهی مرحله سوم رسیدگی محسوب نمیشود و دیوان عالی کشور مجدداً موضوع را مورد قضاوت قرار نمیدهد. و به عبارت دیگر دیوان عالی کشور شأن ماهوی ندارد. و رسیدگی در دیوان عالی کشور شکلی است.

مفهوم فرجام و هزینه آن
فرجام یعنی انطباق جنبه موضوعی با جنبه حکمی از جهت انطباق با موازین شرع و قانون بدون اینکه دیوان عالی کشور ورود به ماهیت کند. هزینه طرق فوقالعاده شکایت یکسان است. چه فرجام، چه اعاده دادرسی، چه اعتراض ثالث در احکام مالی 5/5 درصد نسبت به ارزش محکومٌبه است و در دعاوی غیرمالی 400.000.000 هزار ریال(معادل چهل هزار تومان) تا 1.800.000 میلیون ریال(معادل صد و هشتاد هزار تومان) است. که البته این مبلغ هر سه سال یکبار تغییر خواهد کرد.
احکام قابل فرجام
در صورتی که خواسته بیش از 20.000.000 میلیون ریال(معادل دو میلیون تومان) باشد و تجدیدنظرخواهی نیز نشده باشد قابل فرجام خواهد بود. بنابراین اگر تجدید نظرخواهی شده باشد رأی غیرقابل فرجام میباشد. همچنین اصل نکاح، فسخ آن، کلیه دعاوی طلاق، نسب، حجر و وقف چه تجدید نظر خواهی شده باشد چه تجدیدنظرخواهی نشده باشد قابل فرجام خواهد بود. وانگهی ثلث، حبس و تولیت در صورتی که تجدیدنظرخواهی نشده باشد قابل فرجام است.
بنابراین احکام قابل فرجام توسط قانوگذار احصاء شده است. و سایر احکام نمیتوانند مورد فرجامخواهی قرار گیرند. پس دعوای الزام به تنظیم سند نکاح قابل فرجامخواهی نیست. آنچه قابل فرجام است ناظر به خود نکاح و اصل نکاح(بود یا نبود) است.
قرارهای قابل فرجام
قرارهای ابطال دادخواست یا رد دادخواست، سقوط دعوا و عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا قابل فرجامخواهی هستند. بنابراین در دعوای راجع به اصل نکاح، قرار عدم صلاحیت مستقلاً قابل فرجامخواهی نمیباشد. زیرا قانونگذار این قرار را قابل فرجام نمیداند. همچنین قرار ابطال دادخواست در دعوای تصرف عدوانی قابل فرجامخواهی نیست. زیرا اصل دعوا قابل فرجام خواهی نمیباشد.
نتیجه فرجامخواهی
همانطور که اشاره شد دیوان عالی کشور در رسیدگی به آرای فرجام خواسته شأن ماهوی ندارد. بنابراین یا رأی فرجام خواهی خواسته را ابرام مینماید و یا آن را نقض مینماید.
جهات نقض آراء در دیوان عالی کشور
عدم صلاحیت، مغایرت رأی با شرع و قانون، عدم رعایت اصول دادرسی در صورت تأثیرگذار بودن، عدم توجه به قاعده اعتبار امر قضاوت شده و نقص تحقیقات و عدم توجه به دلایل از جهات نقض آراء در دیوان عالی کشور میباشد، این موارد از مواد 371 تا 376 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب سال 1379 بیان شده است.
نقض حکم در دیوان عالی کشور
اگر حکم به جهت عدم صلاحیت توسط دیوان عالی کشور نقض شود پرونده جهت رسیدگی به دادگاه صالح ارجاع میشود. در صورتی که به جهت نقص تحقیقات، حکم نقض شود دوباره پرونده به دادگاه صادرکننده رأی فرجام خواهی خواسته ارسال میشود. در بقیه جهات نقض، پرونده به دادگاه همعرض صادرکننده رأی فرجام خواسته ارجاع میشود.
نقض قرار در دیوان عالی کشور
در صورتی که قرار در دیوان عالی کشور نقض شود پرونده به شرط اینکه قرار از دادگاه صالح صادر شده باشد. به دادگاهی میرود که اولین بار آن قرار را صادر کرده است.
آیا احکام در دعاوی غیرمالی اعتباری قابل فرجام است؟
خیر؛ احکام در دعاوی غیرمالی اعتباری مانند دعوای ورشکستگی(توقف) و دعوای تخلیه ید قابل فرجام نیستند. چه تجدیدنظرخواهی شده باشد چه تجدیدنظرخواهی نشده باشد. از سوی دیگر احکام مالی دادگاههای تجدیدنظر هرگز قابل فرجامخواهی نیستند.

بدون دیدگاه